
اعتیاد به کوکائین یکی از بزرگترین مشکلات جوامع امروزی است. افراد معتاد به مصرف کوکائین حاضر به انجام هر کاری برای دستیابی به مواد هستند. این معضل به تمام سطوح جامعه ار طبقه متمول گرفته تا فقرا و حتی طبقه متوسط نفوذ کرده است.
عدم درک و آگاهی خانواد ه ها از نحوه تاثیر و ساختار اعتیاد به کوکائین باعث نوعی آشفتگی و سردرگمی در زندگی آنان شده است.
کوکائین از برگهای بوته کاکائو که عمدتا" در آمریکای جنوبی کشت میشود استخراج میگردد. کوکائین برای قرن ها مورد استفاده سرخپوستان جهت مبارزه با گرسنگی و کار سخت بوده و حتی تاثیر آن در اواسط قرن هجدهم مورد تحسین و تمجید افرادی از جمله فروید قرار گرفت. تا سال 1906 میلادی این ماده محتوای اصلی کوکاکولا بوده و همچنین به عنوان داروی بیهوشی هم استفاده می شد.
استفاده گسترده و اعتیاد به این ماده باعث شدتا اوایل قرن 19 میلادی& دولت ها بر علیه استفاده از این مواد به اقداماتی دست بزنند. در دهه 70 و اوایل دهه 80 میلادی کوکائین به عقیده عده کثیری امن و بی خطر اعلام شد. اما با انباشته شدن شواهد پزشکی در رابطه با تاثیر زیان آور کوکائین و معرفی و استفاده گسترده آندولت ها و مردم بار دیگر در رابطه با استفاده روزافزون این ماده اعلام خطر کردند.
در حال حاضر اعتیاد به کوکائین یکی از جدی ترین مشکلات مربوط به مواد مخدر در دنیا و بخصوص در آمریکاست.
کوکائین چگونه مصرف میشود؟
چهار روش اولیه استفاده از کوکائین شامل :
۱ . استشمام – با این روش کوکائین به جذب شدن از طریق لایه های درونی بینی وارد بدن میشود.
۲. تزریق مصرف کننده با مخلوط کردن پودر کوکائین با آب با استفاده از سرنگ مواد را درون رگ تزریق می کند.
۳ .هیدروکلورید کوکائین تبدیل به ماده ای سخت و کلوخی (Free basing) . سخت سازی می شود که قابل تدخین است.
۴. کوکائین کراک از ترکیب هیدروکلورید کوکائین با آمونیاک و دوکربنات سودا (جوش شیرین) و چندین مواد دیگربه شکل ماده ای با تکه های سخت به دست می اید که آن را کراک می نامند. این ماده با استفاده از پیپ شیشه ای تدخین میشود.

اعتیاد به کوکائین تا چه حد گسترده است؟
بر مبنای آمارگیری و بررسی ملی استفاده خانگی مواد مخدر در آمریکا (ان اچ اس دی آ) * درسال 1997 تعداد مصرف کنندگان کوکائین حدودا" به یک میلیون و نیم می رسید. از هر ده نفر مردم عادی یک نفر کوکائین را امتحان کرده بود و کل این جمعیت به بیشتر از 22 میلیون نفر می رسید. کوکائین صنعت غیرقانونی کلمبیاست که از بیشتر از 35 بیلیون دلار تجاوز می کند. این مبلغ از صنعت اولیه تولیدی کلمبیا، قهوه، فراتر رفته است.
بر مبنای تحقیقات بعدی این آمارگیری و با در نظر گرفتن افراد مصرف کننده ای که در این تحقیق شرکت نکرده اند ان اچ اس دی آ تعداد مصرف کنندگان کوکائین در آمریکا را حدودا" به 306 میلیون نفر تخمین زده است.
استفاده از کوکائین در سراسر جهان رو به افزایش است.
تأثیرات روانی اعتیاد به کوکائین چیست ؟
تأثیر کوکائین بر روی بدن بسیار سریع، لذت بخش و کوتاه مدت است. کوکائین باعث سرخوشی مفرط ولی کوتاه مدت شده و مصرف کننده احساس شادی و انرژی بیشتری می کند. مانند کافئین ، کوکائین باعث بیداری شده و گرسنگی را کاهش می دهد. تأثیرات روانی این ماده شامل احساس سلامتی، قدرت زیاد و توانایی کاذب بوده که گاهی با دلشوره و بیقراری همراه است. به تدریج که تأثیرات موقت این ماده از بدن محو میشود تمامی آن احساسات جای خود را به افسردگی شدید و خمودگی خواهد داد. این بی حوصلگی و سستی باعث میشود که مصرف کنندگان روزهای متمادی در خواب به سر برند.
تأثیرات جسمی اعتیاد به کوکائین چیست؟
بسیاری از مردم به اشتباه باور دارند که استعمال کوکائین از طریق بینی اعتیادآور نبوده و ضرر آن از دیگر مواد مخدر کمتر است. معمول ترین تأثیرات جسمی استفاده از کوکائین عبارتند از:
- نوسان در فشار خون، ضربان قلب و میزان تنفس
- حالت تهوع و دل آشوبه
- استفراغ
- اضطراب
- بی خوابی
- از دست دادن اشتها که باعث سوء تغذیهو کاهش وزن میشود
- تورم و خون ریزی غشای مخاطی
- بیقراری و اضطراب
- آسیب به مجاری بینی
- صدمه به شش ها
- احتمال سکته قلبی، مغزی و تشنج
عکس العمل آنی بدن به استفاده از کوکائین شامل افزایش فشار خون، تنفس نامرتب، افزایش دمای بدن و گشادی مردمک چشم ها میشود.
با مسدود شدن سرخرگهای تاجی فشار خون بالا رفته و انتقال خون به قلب تقلیل می یابد. این امر می تواند تا یک ساعت پس از استفاده از مواد باعث حمله قلبی و یا تشنج گردد.
مصرف کنندگان دائمی و مبتلایانبه بیماری فشار خون بالا، بیماری صرع و نارسایی قلبی مشخصا" در معرض خطر بیشتری قرار دارند.
تحقیقات نشان داده است که حتی افرادی که سابقه مشکلات و ناراحتی های قلبی نداشته اند با استفاده از کوکائین در معرض احتمال بروز این مشکلات قرار می گیرند. استفاده مفرط این ماده باعث حساس شدن مغز بر روی تأثیرات این ماده شده در نتیجه میزان بسیار کمی از آن می تواند موجب ایست قلبی شود.
افرادی که کوکائین را تزریق می کنند در معرض بالاتری از خطر ابتلا به بیماری ایدز و هپاتیت هستند چراکه استفاده از سرنگ مشترک موجب انتقال این بیماریها میشود. استفاده از کوکائین می تواند گاهی باعث آلرژی و حساسیت به خود ماده و یا ترکیبات آن شود.
تأثیرات کوتاه مدت کوکائین بر بدن چیست؟
تأثیرات کوکائین بر بدن معمولا" پس از یکبار استفاده نمایان شده و معمولا" در طی چند دقیقه و گاهی چند ساعت محو میشود. مصرف کوکائین به مقدار کم (مثلا" 100 میلی گرم) معمولا" باعث احساس نشاط و سرخوشی، انرژی کاذب، پرحرفی، هوشیاری ذهنی مخصوصا" به بینایی، شنوایی و لامسه میشود. این احتمال وجود دارد که به طور موقت تمایل به غذا و خواب هم کاهش یابد.
بعضی از مصرف کنندگان معتقدند که استفاده از این ماده به آنان توانایی بیشتری برای انجام یک سری فعالیت های جسمی و حل تکالیف عقلی می دهد در حالیکه عده ای دیگر بر خلاف این موضوع اعتقاد دارند. تآثیر کوتاه مدت کوکائین عبارت است از:
- افزایش انرژی کاذب در بدن
- کاهش اشتها
- هوشیاری ذهنی و روانی
- افزایش ضربان قلب
- افزایش فشار خون
- انقباض عروق
- افزایش دمای بدن
- گشادی مردمک چشم ها
مدت زمان تأثیر کوکائین بر احساس سرخوشی فوری ، بستگی به نوع استفاده از این مواد دارد. هرچه جذب این ماده سریعتر اتفاق افتد احساس سرخوشی شدیدتر خواهد بود. به همین نسبت سرعت جذب این ماده باعث کاهش زمان نشئگی می شود. هجوم نشئگی با استفاده مواد از طریق استشمام کندتر صورت میگیرد و ممکن است بین 15 تا 30 دقیقه طول بکشد در حالیکه تدخین ماده ممکن است مدت زمان این حالت را به 5 تا 10 دقیقه برساند.
با اینکه استفاده از این مواد به مقدار زیاد (مثلا" چند صد میلی گرم یا بیشتر) باعث تشدید حالت نشئگی شده اما ممکن است منجر به رفتارهای غیرعادی، نامنظم ، آشفته و حتی خشونت فرد شود. این افراد ممکن است رعشه، گرفتگی عضلات، مالیخولیا و دوران سر را هم تجربه کنند.
عده ای از مصرف کنندگان کوکائین از حالات بیقراری، اضطراب و تندخویی صحبت می کنند. در مواردی بسیار نادر،اولین استفاده از کوکائین یا مدت کوتاهی پس از استفاده منجر به مرگ ناگهانی فرد مصر کننده میشود. مرگ های ناشی از استفاده از کوکائین معمولا" به علت ایست قلبی پیرو توقف دستگاه تنفسی است.
تأثیرات بلندمدت استفاده از کوکائین بر روی بدن چیست؟
کوکائین از جمله مواد مخدرهای بسیار اعتیادآور است. با یکبار استفاده از کوکائین، افراد ممکن است قادر به پیش بینی و یا کنترل میزان استفاده آتی از این ماده نباشند. به نظر می رسدکه تأثیر تحریک کننده و اعتیادآور کوکائین به دلیل قابلیت این ماده در جهت مهار کردن و جذب دوپامین به وسیله سلولهای عصبی است. دوپامین به عنوان بخشی از سیستم پاداشی مغز تولید شده و به طور مستقیم و یا غیرمستقیم بر بخش اعتیادآور هر نوع مواد مخدر تأثیر دارد.
تأثیرات درازمدت اعتیاد به کوکائین عبارتند از:
- تندخویی
- اغتشاشات خلق و خویی
- بیقراری
- مالیخولیا یا پارانویا
- توهمات سمعی و شنیداری
زیاد روی در مصرف کوکائین، استفاده ممتد و افزایش مقدار مصرف باعث افزایش تندخویی، بیقراری و پارانویا میشود. این خود ممکن است باعث روان پریشی مالیخولیایی کامل شده و فرد مصرف کننده ارتباط با دنیای واقعی اطراف خود را از دست داده و گاهی دچار توهمات سمعی مانند شنیدن صداهای مختلف شود.
عوارض پزشکی مصرف کوکائین چیست؟
مصرف کوکائین باعث عوارض پزشکی گوناگونی میشود. از معمول ترین این عوارض میتوان از تأثیر آن بر نقباض عروق قلبی شامل بی نظمی ضربان قلب، حمله قلبی، تأثیرات تنفسی مانند درد سینه، ایست تنفسی، تأثیرات عصبی شامل سکته مغزی، ایست مغزی یا سردرد و عوارض التهابات روده ای شامل درد شکم و یا استفراغ و تهوع نام برد.
روش های مختلف استفاده ار کوکائین می تواند تأثیرات نامطلوب گوناگونی را باعث شود. به طور مثال استشمام ممتد کوکائین باعث خونریزی بینی، از دست دادن حس بویایی، مشکل بلع، گرفتگی صدا و تحریکات دیواره های حفره های بینی بوده که منجر به تورم وخیم و آبریزش مدام بینی خواهد شد. کوکائین هضم شده باعث قانقاریای وخیم روده شده که در اثر کمبود جریان خون در آن نقطه بوجود می آید.
از آنجائیکه که کوکائین قابلیت کاهش اشتهای به غذا را دارد بسیاری از مصرف کنندگان فعال کوکائین اشتهای خود را از دست داده و این امر منجر به کاهش وزن و سوء تغذیه آنان میشود.
تحقیقات نشان داده است که ترکیب استفاده کوکائین و الکل خطری بالقوه است. ترکیب این دو مواد باعث تبدیل آنها به ماده ای به نام کوکاتیلین شده که مدت تأثیر زمانی طولانی تری بر روی مغز را دارا می باشد و به مراتب از هر دو این مواد به تنهایی سمی تر است. در حالیکه تحقیقات بیشتری در این زمینه الزامی است ولی قابل ملاحظه است که ترکیب این دو مواد معمول ترین نوع ترکیب مواد مخدری است که باعث مرگ مصرف کنندگان میشود.

امروز جايگاه انسان ، محور اصلي توسعه است و توجه به نيازهاي اساسي انسان و رهايي از فقر صرفاً جنبة بشر دوستانه ندارد بلكه بهره مندي از ابعاد توسعه و رها شدن از فقر يك حق مسلم در قوانين بين المللي محسوب مي شود .
رهايي زنان از فقر از اهميت خاصي برخوردار است زيرا آمارها نشان مي دهد كه زنان در سطح جهاني و ملّي از محروميتهاي مضاعف رنج مي برند و اين مفهوم اساسي مي بايست در نظام برنامه ريزي ، سياستگذاري ، تخصيص منابع ، اجرا و ارزشيابي از عملكرد مسئولين وارد شود و اين مهم مسير نمي گردد جز به دانش و تخصص و اطلاعات و مهارت لازم . بنابراين براي رهايي از فقر يكي از كارهايي كه بايد انجام گيرد تدوين و استفاده از شاخصهايي است كه نسبت به مسأله جنسيت و حقوق افراد حساس است . هم اكنون مروجين حقوق بشر كه معتقد به توسعه بر پاية اصول حق محوري مي باشند ، از اين روش براي ترويج اهداف مجموعة قوانين حقوق بشري به صورت مؤثر استفاده مي نمايند . مثلاً : در خصوص آموزش همگاني ، حق محوران اين هدف را ، حق همة كودكان در تمام نقاط دنيا فارغ از نژاد و قوميت و اعتقادات مذهبي و جنسيت و ... مطرح مي نمايند . » (1) با توجه به اينكه هدف اساسي توسعه بالا بردن سطح كيفيت زندگي انسانهاست و معيار اين كيفيت در درجة اول ، دستيابي به نيازهاي اولية زندگي است و از آنجا كه جهت دستيابي به توسعه تلاشهاي وسيعي صورت گرفته است و بسياري از روشهاي اتخاذ شده با شكست مواجه شده است ، بايد ديد چه روشي در توسعه موجب كاهش فقر و يا از بين بردن آن مي شود و نقش زنان در اين ميان چگونه است و چه عواملي موجب فقر مي شود و در اين خصوص چه ديدگاههايي مطرح است ؟
فقر و تعاريف آن
« فقر پديدة شومي است كه در ابتداي هزارة سوم ميلادي ، 5/1 ميليارد نفر از مردم جهان را به سلطة خويش در آوده است . هم اكنون 14 ميليون نفر از جمعيت جهان بدون درآمد كافي براي تامين نيازهاي اولية زندگي و بدون دسترسي به آموزش و بهداشت به سر مي برند . فقر مفهومي نسبي است كه در هر نقطه از دنيا ، در مورد آن تعريفي متفاوت از ساير نقاط عرضه شده است اما مي توان در تمامي تعاريفي كه از فقر شده است يك مفهوم كلي مشترك استخراج نمود و آن عبارت است از اينكه : فقر عبارت است از عدم توانايي دسترسي به نيازهاي اولية زندگي مانند خوراك ، پوشاك ، مسكن ، آموزش و بهداشت . مي توان جمعيت جهان را از نظر فقر و غنا به پنج گروه تقسيم كرد كه عبارتند از : خيلي ثروتمند ، ثروتمند ، فقير ، خيلي فقير و مسكين . جمعيت فقير جهان را نيز مي توان به دو گروه بالاي خط بحراني فقر و زير خط فقر تقسيم نمود . براي خط فقر در نقاط مختلف جهان تعاريف متعددي شده است . در كشورهاي توسعه يافته اين شاخص عبارت است از داشتن درآمد سالانة كمتر از 4/14 دلار در روز و در كشورهاي توسعه نيافته و فقير اين مبلغ به كمتر از يك دلار در روز مي رسد . » (2)
نظريه هاي فقر
در ميان جامعه شناسان سه مفهوم و تبيين از فقر وجود دارد : يك دسته معروف به چشم انداز فرهنگي ، دسته دوم معروف به چشم انداز موقعيتي و دسته سوم معروف به چشم انداز ربطي است كه در ذيل هر يك را توضيح مي دهيم .
الف ـ چشم انداز فرهنگي :
در اين ديدگاه اعتقاد بر اين است كه الگوهاي رفتاري و ارزشي طبقة پايين به گونه اي است كه با جامعه و فرهنگ غالب متفاوت است . اين الگوها ، خرده فرهنگ پايگاه اقتصادي ، اجتماعي فقير محسوب مي شود كه از طريق اجتماعي شدن انتقال مي يابد . در خصوص بيماريهاي رواني در اين ديدگاه اعتقاد بر اين است كه شواهد زيادي بيانگر رابطة فقر و بيماري رواني به خصوص اسكيزو فرنيا به گونة مثبت است . همچنين با توجه به رابطة مثبت درآمد و موقعيت شغلي و وضعيت تحصيلي ، طبقة فقير بجهت عدم رغبت به افزايش تحصيلي بجهت پيروي از الگوي رفتاري و ارزشي خاص در وضعيت پست باقي مي ماند . ونرخ زاد و ولد در آنها زياد است و بجهت الگوي متفاوت جامعه پذيري طبقات پايين ، رابطة فرزند ـ والدين نيز متفاوت است . به طور خلاصه مي توان گفت كه فرهنگ گرايان ، فقرا را به عنوان قشري كه براي خود از يك الگوي خاص رفتاري و ارزشي پيروي مي كنند ، معرفي مي نمايند و راه حل كاهش يا از بين بردن فقر را آموزش فقرا در جهت تغيير ارزشها و رفتارهايشان مطرح مي نمايند . (3) به جامعه شناسان فرهنگ گرا انتقاداتي وارد نموده اند ازجمله اينكه گفته اند فرهنگ گرايان به تغيير نگرش ها و ارزشهاي فقرا تاكيد دارند نه به تغيير فرصتها . همچنين آنها تفاوتهاي رفتاري افراد را براساس ارزشها و هنجارهاي آنها تشخيص مي دهند . در صورتي كه تمام تفاوتهاي رفتاري به تفاوت ارزشها بر نمي گردد . (4)
ب ـ چشم انداز موقعيتي :
در اين ديدگاه ، عامل فقر در نيروهاي خارج از فرد جستجو مي شود . عدم برخورداري از شغل خوب ، درآمد مناسب ، حمايتهاي دولت ، خدمات عمومي و همچنين مورد تبعيض واقع شدن علت فقر مطرح مي شود . در واقع فقر موقعيتي است كه ساخت اجتماعي غالب به فقير تحميل مي نمايد .و بدنبال خود الگوهاي رفتاري فقير را به عنوان نتيجة طبيعي بهمراه دارد. در اين ديدگاه براي حل مشكل فقر بايد موقعيت فقرا را از طريق اصلاح ساخت اجتماعي محدود كننده تغيير داد . (5)
ج ـ چشم انداز ربطي :
« اين چشم انداز بر پاية درك موقعيت فقير در چارچوب ساخت اجتماعي ، نگرشها و اعمال غير فقير نسبت به فقير و تأثيرات اين نگرشها و كنش ها بر فقرا استوار است . » (6)
در اين ديدگاه فقر نه يك امر دروني محسوب شده است آنچنانكه فرهنگ گرايان مي گويند و نه يك امر بيروني است آنچنانكه موقعيت گرايان مطرح كرده اند بلكه در اين ديدگاه فقر يك مقوله ربطي است و يك خرده فرهنگ وابسته است و براي درك فقر بايد هم به كنش دروني و هم به كنش متقابل و بيروني فقير يا غير فقير توجه نمود . (7)
نكات مورد توجه در تحليل فقر
« 1- در تحليل فقر نبايد صرفاً به جزء نگري و ايجاد رابطه بين پديده هاي جزيي اكتفا نمود بلكه بايد ارتباط بين پديده ها و روابط را با ساختهاي كلان و وسيع تر جامعه در سطوح سياسي ، فرهنگي واقتصادي مشخص نمود .
2- چون در سطح كلان ، فقر يكي از ابعاد توسعه نيافتگي است طبعاً بايد علل فقر را در اين سطح با علل توسعه نيافتگي مرتبط دانست و در اين بين نبايد از نقش ارتباطات خارجي و عوامل تاريخي و برون مرزي در ظهور پديدة فقر غافل بود .
3- در تحليل فقر در سطح كلان بايد علاوه بر شناخت عوامل و ارتباطات خارجي ، عوامل دروني جامعه را نيز به خوبي دريافت . به عبارت ديگر شناخت كامل در اين زمينه در گرو شناخت برون ( عوامل خارجي ) ، درون ( عوامل داخلي در سطح كلان ) و سازوكار ربط ميان اين دو عامل است .
4- بعد از شناخت ارتباطات در سطح كلان مي توان به ابعاد جزئي تر فقر و عوامل درون جامعه اي و آنچه اصطلاحاً مربوط به فرصتها ، ارزش ها و نگرشهاست ، روي آورد . » (8)
بقیه در ادامه مطلب

والدین از جمله مهمترین افرادی هستند که فرزندان از روی آنها الگو برداری می نمایند. عقیده آنها در مورد مواد مخدر مستقیماً بر روی فرزندان تاثیر می گذارد. کودکانی که تصمیم می گیرند هیچ گاه در زندگی خود از مشروبات الکلی و یا مواد مخدر دیگر استفاده نکنند، این کار را به دلیل سیستم ارزشی موجود در خانواده انجام می دهند. والدین وظیفه دارند که به فرزندان خود توضیح دهند که چرا یک نوع کار خاصی را انجام می دهند و انتخاب هایی که در حال حاضر در زندگی خود انجام می دهند چگونه میتواند در آینده ی زندگی آنها تاثیر گذار واقع شود.
زمانی که صحبت از مواد مخربی مانند الکل، تنباکو، و سایر مواد مخدر به میان می آید، فرزندان باید به طور قطعی موضع شما را در برابر یک چنین مسائلی بدانند. اگر در برخورد با این مسائل با قطعیت برخورد نکنید، آنها تمایل به استفاده از آن را پیدا می کنند. به آنها بگویید که مصرف الکل، تنباکو و مواد مخدر برای آنها ممنوع است و دلیلش هم این است که شما آنها را دوست می دارید و نمی خواهید که کارهای نادرست انجام دهند. به او بگویید که این قانون را حتی اگر به خانه دوستانش نیز بروند، باید رعایت کنند. آیا او به حرف هایتان گوش خواهد داد؟ به احتمال زیاد این کار را انجام میدهد. تحقیقات حاکی از این امر هستند که هنگامیکه کودک در معرض استفاده از مواد مخدر قرار می گیرد، ابتدا از خود سوال میکند که: "اگر من این کار را انجام دهم، والدینم چه فکری می کنند؟"
همچنین باید برای او عواقب عدم رعایت قوانین را نیز توضیح دهید. به او دقیقاً بگویید که مجازاتش چه چیزی خواهد بود و چگونه انجام خواهد شد.
عواقب موجود باید در راستای میزان شکستن مرزها پیش رود. مجازات های شما باید کاملاً منطقی باشند. به عنوان مثال اگر فرزندتان را در حال سیگار کشیدن دیدید، میتوانید روابط اجتماعی او را برای مدت زمانی در حدود دو هفته محدود کرده و در طول این زمان مقالات و کتاب های متعددی در مورد مضرات سیگار در اختیارش قرار دهید تا برای سلامت خود نیز بیشتر ارزش قائل شود.
بسیاری از والدین هستند که از قبل، قوانینی را تعیین می کنند، اما زمانیکه نوبت به مرحله اجرا می رسد، قدری کوتاهی می کنند. فرزندان باید به خوبی بدانند که وقتی شما قانونی را تعیین می کنید، قدرت اجرای آن را نیز دارید. این امر همچنین آنها را در زمان ارتکاب به عمل نادرست مانند نوعی بازدارنده عمل کرده و اجازه نمی دهد تا کار نادرست را انجام دهند.
در عین حال زمانیکه به قوانین احترام می گذارند، باید تشویقشان کنید و خوشحالی خود را از این امر نشان دهید. به جای اینکه بر روی اشتباهاتشان تمرکز کنید، کارهایی را که به درستی انجام داده اند را بزرگ کرده و به خاطر انجام این امور از آنها قدردانی کنید.
در دنیای پیچیده و شلوغ امروزی، کمتر اتفاق می افتد که والدین وقت لازم را برای برقراری ارتباط با کودکان خود در زمینه مواد مخدر بدست آورند. باید سعی کنید در برنامه های روزانه خود وقتی را به این موضوع اختصاص دهید که تمام افراد خانواده در کنار هم جمع شده و یکدیگر را ملاقات کنند. سعی کنید این کار را حداقل دو مرتبه در هفته انجام دهید، می توانید در طول این زمان با آنها بازی کنید، آنها را به کتابخانه ببرید، و یا با هم به بستنی فروشی بروید. این کار به شما کمک می کند تا افراد خانواده به یکدیگر نزدیک تر شده و راحت تر بتوانند در مورد مسائل مختلف با هم صحبت کنند.
بد نیست هفته ای یک مرتبه هم که شده جلسات مربوط به خانواده را برگزار کنید. در این جلسات هر کس باید این موقعیت را داشته باشد که آزادانه و بدون وجود هیچ گونه ترس و واهمه ای تمام نظرات و عقاید خود را بازگو کند. یک سری قواعد کلی نیز در یک چنین جلساتی بیان می شود: همه افراد حق سخن گفتن دارند، در حین زمانیکه یک نفر مشغول حرف زدن می باشد دیگران حق ندارند حرف او را قطع کنند، همه باید به حرف های او گوش دهند و تنها انتقاد های سازنده و مثبت پذیرفته خواهند شد. برای اینکه آنها را به این موضوع جذب کنید می توانید قبل از شروع جلسه دور هم پیتزا میل کنید و یا آنها را در حین جلسه به سمت اعمال کننده قوانین برگزینید.
یکی دیگر از روش هایی که با اتکا به آن می توانید فرزند خود را از ابتلا به مواد مخدر بازدارید، استفاده بجا از "لحظات عبرت آمیزی" است که همه روزه شاهد آن هستیم.
1- اگر با فرزندانتان از خیابان رد می شدید و عده ای از نوجوانان را در حال سیگار کشیدن و یا مشروب خوردن دیدید، به او در مورد مضرات و جنبه های منفی سیگار و الکل صحبت کنید.
2- در کنار او به تماشای تلویزیون بنشینید و از او بخواهید که نظرش را در مورد مسائل مختلفی که در تلویزیون تماشا می کند، به شما بگوید.
3- اگر در تلویزیون تبلیغی ضد استفاده از مواد مخدر مشاهده کردید، می توانید از آن به عنوان مقدمه ای برای بازگشایی بحث در مورد مواد مخدر استفاده کنید. از او بخواهید تا نظرش را در مورد آگهی تبلیغاتی با شما در میان بگذارد.
4- کارهایی که به طور روزانه انجام می دهید می تواند تاثیر بسزایی بر روی تغییر روند زندگی کودکان بگذارد.
5- به حرف هایی که می زنند، خوب گوش دهید.
6- زمانی که در حال صحبت کردن با شما هستند به صورتشان نگاه کرده و با آنها ارتباط چشمی برقرار کنید.
7- مطلع باشید که روز خود را چگونه سپری کرده اند، در مدرسه چه اتفاقاتی برایشان افتاده و با دوستانشان به کجا رفته اند.
8- در وقایع مهم زندگی با آنها شریک باشید: به تماشای مسابقات ورزشی، و نمایش های مدرسه ای شان بروید.
9- با آنها بازی کنید.
10- با آنها صحبت کنید.
11- دوستانشان را بشناسید.
12- بدانید که کجا هستند.
13- برای رفتارهایشان توضیح موجه بخواهید.
14- در رعایت انضباط و آموزش آنها کاملاً ثابت قدم باشید.
15- به آنها روحیه داده و تشویقشان کنید.
16- اجازه دهید که خودشان در تصمیم گیری های مهم زندگی شان نقش داشته باشند.
17- از آنها نظر خواهی کنید.
18- به آنها بگویید که برایتان مهم هستند.
19- زمانی که از عهده انجام کاری بر آمدند، از آنها تشکر و قدردانی کنید.
20- در مورد خطرات استفاده از مواد مخرب با آنها صحبت کنید.
اگر در خانواده مورد اعتیاد به مواد یا لکل وجود داشته باشد
اگر در خانواده نمونه هایی از فشار خون بالا یا دیابت وجود داشت، باید به بچه ها هشدار دهید که امکان دارد آنها نیز به این بیماری مبتلا شوند. به همین روش باید آنها را در مورد استفاده از مواد مخدر و مشروبات الکی هشدار دهید. کودکانی که در خانواده هایی هستند که در آنها از الکل یا سایر مواد مخدر استفاده می شود، بیشتر در معرض ابتلا به اعتیاد قرار دارند. همچنین این امکان وجود دارد که ژن هایی را به ارث ببرند که در برابر استفاده از الکل و مواد مخدر واکنش متفاوتی داشته باشند.
زمانیکه از مثال های زنده موجود در خانواده برای آنها استفاده می کنید تا به آنها نشان دهید که به چه علتی می بایست از مصرف اینگونه مواد پرهیز کنند، باید مراقب بوده و از لغات و عبارات درست استفاده نمایید. اگر استفاده از مواد مخرب در خانواده به وفور یافت می شود، باید او را آگاه کنید که چه چالش هایی ممکن است در آینده زندگی برایش اتفاق بیفتد و بهتر است که از همین حالا از درگیر شدن در شرایط ناسالم پرهیز کنند.
همچنین زمانی که فرزندتان از شما در مورد استفاده شخصی خودتان از الکل و مواد مخدر می پرسد، باید بدانید که چه پاسخی می بایست در مقابل این پرسش به او بدهید.

مسئله طلاق آن چنان در سالهای اخیر متداول شده که یک چهارم از ازدواج ها قبل از پایان ده سال به جدایی می کشد. با وجود متداول شدن این پدیده، طلاق هنوز یکی از بحران های اصلی زندگی به شمار می آیدکه عواقب و عوارض آن گریبان خانواده های زیادی را می گیرد. مشکلی که همه ی خانواده ها با آن روبه رو هستند، مبارزه مادر _ پدر و فرزند با احساس دوگانه خشم، گناه، فریب خوردگی و غم از دست رفتن عمر و سرمایه زندگی است.
این مقاله به مسائل پدر و مادر ها پرداخته است. والدین به اندازه بچه ها حق و نیاز به همدلی دارند و باید برای پرسش های خود پاسخی بیابند. قبول جدایی برای والدین به همان اندازه سخت و دشوار است که برای کودکان دشوار است. در این مقاله به این پرداخته ایم که با احساسات ناشی از طلاق چه باید کرد؟ پدر و مادرها چطور به بچه ها و خودشان می توانند کمک کنند؟
چنانچه كوششهاي مكرر زن و شوهر براي حل مشكلات و اختلافات با يكديگر بهجايي نرسد، دو طرف ميتوانند بدون احساس گناه ازهم جدا شوند و اين تصميم به سود والدين و فرزندان خواهد بود. پدر و مادرها نیز در اين دوران دچار فشار روحي شديد هستند. هريك از آنها بهنوبه ی خود بايد زندگي و مسكن جديدي فراهم سازد، و با نگراني ها و مشكلات مادي و ضررهايي كه در اين قضيه متحمل شده، بسازد. ازاينرو، براي زن يا شوهر مطلقه مشكل است در چنين موقعيتي وقت و توان كافي براي پاسخگويي به نياز فرزندان خود پيدا نمايد. بههمين سبب، بچهها در سال اول جدايي كه بيش از هرزمان ديگر به توجه و محبت احتياج دارند، كمتر از هميشه محبت مي بينند. بسياري از والدين مي دانند بچهها از آنها انتظارات بيشتري دارند و چون نميتوانند پاسخگوي نيازهاي آنها باشند احساس گناه ميكنند. اين احساس گناه، تأسف آنها را از اينكه تصميم بهطلاق گرفتهاند، زيادتر ميكند و برشدت افسردگي آنها و سرزنش از خود ميافزايد.
در مدتي كه والدين گرفتار بحران جدايي هستند دوست دارند از ميزان وفاداري خود مطمئن گردند. با توجه بهاينكه با پيش آمدن طلاق، پيوند عاطفي زن و شوهر ازهم گسسته مي شود، يك پيوند نزديك و دامنهدار با فرزند براي والدين بسيار آرامش بخش خواهد بود. پس خيلي طبيعي است اگر يكي از والدين از توجه مساوي كه فرزند به زوج ديگر نشان ميدهد، رنجيدهخاطر شود يا احساس فريبخوردگي كند. با اين وصف، اگر والدين اين فكر را به كودك القا كنند. بچه ها مجبور مي شوند بين پدر و مادر يكي را انتخاب كنند و در واقع در تنگناي بدي قرار ميگيرند. هيچ كودكي قادر نيست بدون تجربه كردن يك تعارض وفاداري شديد، به گرفتن اين تصميم موفق شود. درواقع هر بچه اي كه بعد از طلاق گرفتار مسائل عاطفي شديد مي شود، از جدالي دروني رنج مي برد چون ميخواهد اين مشكل را براي خود حل كند كه بين والدين كدام يك را انتخاب كند! همه بچه ها دوست دارند هم با پدر و هم با مادر رابطه داشته باشند و چنانچه والدين بخواهند هريك از يك سو او را به طرف خود بكشانند كودك از درون از هم پاشيده مي شود.
در ضمن طلاق والدین باید درباره ی مسائلی چون سرپرستی، این که بعد از طلاق حمایت مالی از کودک توسط چه کسی انجام می شود، دیدارها و تصمیم گیری در مورد مسایل کودک بیندیشند.در سال هاي پس از جدايي، سه چهارم كودكان حتي هفتهاي يكبار هم پدرهاي خود را نمي بينند، بيش از يك دوم پدراني كه از همسر خود جدا شدهاند هيچ گونه برنامه ی منظمي براي ديدن فرزندان خود ندارند والدين هم با كمال تعجب اين واقعيت را مي پذيرند. اين باور در اكثر خانواده ها تقويت شده كه مادرها بايد از كودك مراقبت كنند نه پدرها. اغلب والدين از اهميت اين مسئله كه وجود پدر تا چه حد در پيشرفت فرزند مؤثر است غافلند و اين عدم توجه در روابط خانوادگي پس از طلاق تأثير مي گدارد مهمترین دستورالعملی که لازم است در برنامه های دیدار تعقیب و اجرا گردد، همکاری مشترک پدر ومادر است به نحوی که کودک حداکثر دسترسی را به والدین خود داشته باشد. بچه ها عموماً در چارچوب یک برنامه منظم و از قبل پیش بینی شده خیلی بهتر واکنش نشان می دهند و این مسئله به ویژه بعد از طلاق از اهمیت خاصی برخوردار است. کودکان باید از پیش مطمئن باشند با چه کسی زندگی می کنند و چه موقع و در کجا با پدر یا مادری که با او زندگی نمی کنند ملاقات خواهند کرد. برنامه های نامنظمی که کودک از پیش از ترتیب آنها خبر نداشته و نتواند به آنها متکی باشد مسائل متعددی برایش پدید خواهد آورد. بهتر است والدین روی برنامه دیدار منظمی که خواسته های کودک هم تاحد امکان در آن منظور شده با هم توافق کنند.
فشارهاي روحي ناشي از طلاق يكي از عواملي است كه سبب ميشود والدين بچههاي خود را بهطرف نقش بزرگترها سوق دهند. طلاق دورهاي موقت از زندگي همراه با درد و رنج و ازهم گسيختگي است. وقتي والدين پس از جدايي، هريك به راه خود مي رود و مادر بهتنهايي هردو مسئوليت را به عهده مي گيرد، ناگريز است موقعيت هاي سخت و دشواري را پشتسر بگذارد. فشارهاي روحي كه در اين مدت بهمادر تحميل مي شودمانند مسئوليت پدر و مادر را باهم به عهده داشتن با تامين مالي كمتر ، درجستجوي شغل جديد بودن، به منزلي جديد نقل مكان كردن، تطبيق دادن زندگي جديد با پول كمتر و ..._ بيشتر از آن است كه كوچك شمرده شود. براي مقابله با اين فشارها، بعضي از والدين چشم كمك به فرزندان خود مي دوزند تا بسياري از نيازهاي آنها را تامين نمايند و دراينجاست كه بچه ( در شخصيت والدين ) ظاهر مي شود. بچهها به سه شكل در شخصيت والدين ظاهر مي شوند: اول، گروهي كه وسيله ی امنيت و آرامش والدين را فراهم مي كنند. دوم، گروهي كه نيازهاي عاطفي والدين را تأمين ميسازند. سوم، گروهي كه به علت موقعيت خاص ناگزير به اداره خانه مي گردند. بچه هایی که در دوران نوجوانی نقش والدین را ایفا کرده اند، درنوجوانی و بلوغ دچار مسائل دیگری هم می گردند. بسیاری ازکودکانی که فرصت بچه بودن را نداشته اند، در بزرگی احساس خلاء و خالی بودن می کنند.
خیلی مواقع والدین بسیاری از موقعیت ها، لذتها و فرصت های زندگی خود را فقط به خاطر فرزندان نادیده می گیرند. ولی به نظر می رسد فداکاری بیش از اندازه مانند محبت بیش از اندازه و رسیدگی بیش از اندازه برای رفع احساس گناه می تواند جنبه های مخربی در زندگی نوجوان داشته باشد. فراموش نکنید که فداکاری بیش از حد برای فرزندان طلاق در شکل گیری استقلال آنها مشکل به وجود می آورد.
منبع: www.ravanpajooh.com

داروئي ضد درد با اثر مركزي با نام ترامادول ، تدامول ، بايومادول ، ... چند سالي است وارد فارماكوپه داروئي ايران شده است كه از دسته داروهاي مسكن مخدر يا اپوئيد هاي مصنوعي مي باشد .
اين دارو بر اساس همانند سازي ساختار ملوكولي نارسئين كه يكي از آلكالوئيد هاي ترياك مي باشد ساخته شده است . عمده مصرف اين دارو در پزشكي براي كاهش درد هاي مفصلي ، جراحي ، زايمان با ميزان درد متوسط تا شديد است و از اين جهت ضعيف تر از مورفين ، پتدين و قوي تر از مسكن هائي نظير پروفن استامينوفن مي باشد و همواره توصيه مي شود مصرف اين دارو بيش از دو هفته مجاز نمي باشد و باعث وابستگي داروئي و اعتياد ميگردد .
سوء مصرف اين دارو سبب عوارض بسيار خطر ناك است بطوريكه اكنون نوع تزريقي آن تنها در اورژانس بيمارستان ها وجود دارد و از سطح دارو خانه هاي شهر جمع آوري شده است اما متاسفانه كپسول و قرص ترامادول به صورت كسترده اي به فروش مي رسد و علي رغم هشدار هاي مكرر وزارت بهداشت و درمان و توضيح اينكه عرضه ترامادول بدون نسخه مجاز نمي باشد اما كماكان به صورت OTC عرضه مي شود .
عمده مصرف كننده گان ترامادول افرادي هستند كه از اين دارو به عنوان جايگزيني براي مواد مخدر و يا ترك آن با هدف كاهش عوارض قطع مواد مصرفي خود استفاده مي كنند اما غافل از اين نكته هستند كه مصرف اين دارو نه تنها هيچ مشكلي از آنها را حل نمي كند بلكه باعث تحمل عوارض ناشي از اين سوء مصرف و جايگزيني مخرب مي شوند كه عمده ترين آنها اختلال در سيستم هاي تنفسي ، كليه و كبد مي گردد و در نهايت منجر به عود مصرف قبلي و تحمل اين عوارض و آسيب هاي بسيار آن مي گردند . اين افراد بايد آگاه باشند كه اعتياد يك جايگزيني مزمن مواد مخدر به جاي سيستم هاي توليد كننده مواد شبه افيوني جسم مي باشد و مصرف هر گونه دارو در بازسازي اين روند تاثيري ندارد و خود مخرب و آسيب رسان است .
دسته ديگري از افراد براي رفع مشكلات جنسي و به توصيه افرادي نا آگاه رو به مصرف اين دارو مي آورند كه در نهايت نه تنها اين مشكلات رفع نمي گردد بلكه بازهم عوارض مخرب اين دارو شرايط را وخيم تر كرده و خود زمينه ساز مصرف انواع مواد مخدر ديگر و ورود به دنياي سياه اعتياد مي گردد .
به علت در دسترس بودن ترامادول ، قيمت نازل آن ، ارائه بدون نسخه در دارو خانه ها و هدم اطلاعات كافي در مورد عوارض سوء مصرف باعث شيوع گسترده مصرف آن شده است و بايد مراجع ذيصلاح در اين زمينه اقدامي عاجل و فوري انجام دهند
نام ژنريك : ترامادول هيدرو كلرايد
دسته داروئي : ضد درد با اثر مركزي
طرز عمل :
اگر چه طريقه اثر ترامادول كاملاً شناخته شده نمي باشد اما مشخص شده كه با اتصال ملكول اصلي دارو به گيرنده هاي مو اپيوئيدي ، بازجذب نور اپي نفرينو سروتونين به صورت ضعيف مهار مي شود و به صورت راسميك به سرعت و تقريباً به طور كامل جذب مي شود . ترامادول به صورت وسيع پس از خوراكي متابوليزه شده و تقريباً 30% دارو همراه ادرار دفع مي شود .
موارد مصرف :
درد هاي متوسط تاشديد پس از اعمال جراحي ، زايمان ، مفاصل و درد هاي استخواني
موارد منع مصرف :
مصرف اين دارو در موارد مصرف همزمان با الكل ، خواب آورها ، ضد دردها اپوئيد ها و دارو هاي سايكو تروپيك مجاز نيست .
هشدار ها :
مصرف ترامادول در بيماران مبتلا به سرع و تشنج افراد مبتلا به اختلالات كبدي و كليه مجاز نمي باشد .
مصرف اين دارو در افراد باريسك ضعف تنفسي و حاملگي ، شيردهي ، بايد تحت نظر پزش انجام شود .
مصرف اين دارو سبب وابستگي و اعتياد مي گردد .
عوارض جانبي :
خستگي و ضعف عمومي ، گشاد شدن رگ ها ، نگراني ، گيجي ، اختلالات تعادلي ، حالات عصبي ، اختلالات خواب ، درد شكمي ، بي اشتهائي ، افزايش حركت روده ها يا يبوست ، راش جلدي ، اختلالات بينائي ، تكرر ادرار ، ...
منبع: www.congress60.org