تبليغاتX
آسیبهای اجتماعی
بياييد دنيا را بسازيم نه با دنيا بسازیم بیاییم از شعار بگذریم و به شعور برسیم

متاسفانه آسیب ها و پیامدهای ناشی از مصرف سیگار ، بسیار جدی و بعضاً جبران ناپذیر هستند و اغلب سیگاری ها با اینکه از مضرات سیگار با خبرند ، ولی از روی عادت و به بهانه کسب آرامش و رفع خستگی ، اقدام به مصرف این ماده خطرناک می کنند و سلامت جسم و جان خود را به خطر می اندازند...
امروزه علی رغم هشدارهای پیاپی مجامع پزشکی و فرهنگی ، مصرف سیگاربه طور روز افزون در جامعه بالا می رود .
متاسفانه آسیب ها و پیامدهای ناشی از مصرف سیگار ، بسیار جدی و بعضاً جبران ناپذیر هستند و اغلب سیگاری ها با اینکه از مضرات سیگار با خبرند ، ولی از روی عادت و به بهانه کسب آرامش و رفع خستگی ، اقدام به مصرف این ماده خطرناک می کنند و سلامت جسم و جان خود را به خطر می اندازند . میزان مصرف افراد سیگاری ، با ایجاد تشدید مسائل روانی افزایش می یابد و گاه به حدی می رسد که جای خواب و خوراک را نیز می گیرد.
دوری از خانواده ، بیکاری ، محرکهای روانی ، اصرار دوستان و خویشان و حتی علاقه شخصی ، کسب لذت و تقلید و خودنمایی ، از عوامل موثر در روی آوری به سیگار است . استعمال سیگار در نوجوانان ، بیشتر جنبه خود نمایی دارد و آرام آرام برای کسب لذت صورت می گیرد .
آغاز مصرف سیگار در سنین جوانی و میانسالی ممکن است تاثیر چندانی بر خلقیات فرد نداشته باشد ؛ ولی تجربه استعمال سیگار تا قبل از بیست سالگی یعنی در بحرانی ترین سنین نوجوانی ، به این سبب که دوران شخصیت سازی نوجوان است و هر تجربه ای را تا آخر عمر فرا راه خود قرار می دهد ، بسیار خطرناک است .
یکی از دلایل اصلی روی آوری نوجوانان به سیگار، کنجکاوی در امتحان کردن آن است که اغلب ازطریق دوستان و همسالان تبلیغ می شود و آرام آرام برای ادامه این تجربه ، بهانه های دیگری نیز فراهم می شود . برخی از نوجوانان برای مخالفت با خانواده و رفع حقارتها به این کار دست می زنند و می خواهند از این طریق اعتماد به نفس بیشتری کسب کنند . رقابت با گروه همسالان از طریق خود نمایی ، بزرگترین دلیل شایع برای آغاز کشیدن سیگار است .
بسیاری از پسران نوجوان سیگاری ، عقیده دارند که با هر پکی که به سیگارمی زنند ، احساس مردانگی می کنند و این شیوه به زودی جزئی از شخصیت آنها می شود . تقلید از پدر و مادر و اطرافیان نیز تاثیر زیادی در سیگاری شدن نوجوان دارد .
اضطراب ، تنش ، محرکهای شدید روانی و ناراحتی های خانوادگی عوامل عمده زمینه ساز برای روی آوردن به سیگار هستند .
مسأله تاسف بار این است که نوجوان سیگاری که ازطریق سیگار به آرامش کاذب دست می یابد و با پنهان کردن مشکل خود از خانواده هر روز بیش از پیش به دوستان هم دردش روی می آورد ، بهترین طعمه عاملان پخش مواد مخدر نیز خواهد شد. در این میان خانواده ها بیش از دیگر گروههای اجتماعی در پیشگیری از سیگاری شدن نوجوانان نقش دارند .

● نقش خانواده در مراقبت از نوجوانان
دوره نوجوانی ، دوره ای حساس و شگرف و حد فاصل کودکی و جوانی است . خانواده های هوشیار باید با آگاهی از شرایط ویژه این دوره ، همواره مراقب فرزندان نوجوان خود باشند . موقعیت حساسشان را درک کنند و هرچه بیشتر آنها را در پناه خود بگیرند .
وقتی که مشکلات نوجوان در محیط خانه و در جمع صمیمی خانواده بدون ترس از تنبیه و شماتت مطرح شود ، و از طریق راه حلهای منطقی والدین رفع گردد ، دیگر نیازی به حضور و دخالت دوستان و همسالان نیست . نقش تربیتی خانه و خانواده به عنوان محیطی که فرزندان بیشترین وقت خود را در آن می گذرانند تا جایی مهم است که به جرأت می توان گفت ، منشاء تمام موفقیتها و شکستها را باید در شیوه تربیتی خانواده ها جستجو کرد .
والدین باید هوشیار باشند و ارتباطات ، رفتار و آمد و شدهای نوجوان خویش را تحت نظر بگیرند ، و اگر احساس کردند بلای مهلک سیگار ، گریبان فرزندانشان را گرفته با سعه صدر و بدون فوت وقت این نطفه شوم را خفه کنند .
آموزش قبل از سن ۱۵ سالگی ، تلاش برای کاستن فشارهای روانی ، تشویق و تقویت به موقع موفقیتها ، فراهم کردن تفریحات سالم و سازنده و درونی کردن ارزشها در پیشگری از روی آوردن نوجوان به سیگار تاثیر زیادی دارد.

منبع: روزنامه هموطن سلام

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 12:26  توسط imanmafia  | 

ماندن در یک زنـدگی زناشویی بی عشق مخمصه ای غیر قابل تحمل است، امـا بـه ایـن مـعنـا نیست که حتماً چنین زندگی باید به طلاق منجر شود.
حل مشکل ازدواجهای بی عشق نیاز به خوداندیشی برای ارزیابـی موقعیت، جرات و جسارت برای تصمیم گیری قاطع بـا همسرتان، و ابتـکـار عـمــل برای رویارویی با این واقعیت دارد کـــه طلاق ممکن است بهترین راه حل برای این ازدواج باشد.

اما قبل از اینکه سریعاً به سراغ آسان ترین راه حل بروید و برای طلاق تصمیم گیری کنید، باید اطمینان حاصل کنید که کاملاً منطقی درمورد این تصمیم فکر کرده اید.

ماندن در یک ازدواج بی عشق و تصمیم گرفتن درمورد اینکه طلاق بگیرید یا نه فقط بر مبنای این واقعیت، سوء استفاده از فرصت است. این تصمیم برای طلاق مثل تصمیماتی که به خاطر سایر مشکلات موجود در زندگی های زناشویی مثل بوالهوس بودن فرد مقابل یا خیانت او، نیست. انتخاب طلاق وقتی صحبت از زندگی زناشویی خالی از عشق می شود، موقعیتی کاملاً متفاوت است.

وقتی درمورد طلاق تصمیم می گیرید، این فرصت از نظر فردی خیلی در شما رشد میکند، چون شما در رابطه ای زندگی می کنید که خالی از هرگونه عشق و محبت است. اجازه بدهید کمی درمورد مسائل مربوط به چنین موقعیت هایی و رویکرد شما به آن صحبت کنیم تا شاید با توجه به این مسائل بتوانید بهتر ردر این رابطه فکر کرده و تصمیم بگیرید.

مورد 1: عشق را آنطور که آن را می بینید تعریف کنید و ببینید آیا همسرتان هم در این رابطه با شما موافق است یا نه، حداقل تاحدودی.

برای ارزیابی درست ازدواج های بی عشق، اطمینان یافتن از روشن و واضح بودن ایده و تفکر شما در مورد عشق، راه بسیار خوبی است که ببینید در زندگی چه چیز را از دست داده اید. و اگر ایده همسرتان درمورد عشق با شما مغایر باشد، تاحدی که هیچیک از شما نتواند در کنار هم عشق را تجربه کند، احتمالاً نیاز به مشاوره دارید تا ریشه بی عشق بودن رابطه تان مشخص شود.

مورد 2: قبل از اینکه به سراغ طلاق بروید، اول اطمینان یابید که واقعاً در زندگیتان هیچ نوع عشقی وجود ندارد.

از خودتان بپرسید، "آیا واقعاً در زندگی زناشویی من عشقی وجود ندارد یا من خسته شده ام؟" زنده نگه داشتن عشق در ازدواج نیاز به رابطه بسیار قوی با خودتان و همسرتان دارد. دلایلی را که فکر می کنید زندگیتان خالی از عشق است را لیست کنید و ببینید این دلایل تا چه حد معقول و منطقی هستند و آیا نشان نمی دهد که کمی عشق در زندگیتان وجود دارد و می توانید برای بهبود وضعیت اقدام کنید؟ بی عشق بودن رابطه حتماً به این معنا نیست که همه چیز برای آن رابطه تمام شده است.

مورد 3: برحسب تعریف خود از عشق، ببینید که آیا تا به حال واقعاً عاشق بوده اید.

بی عشق بودن زندگی زناشویی شما ممکن است همیشگی نبوده باشد. ممکن است در طول زندگی خود با همسرتان از فواید دیگری در گذشته بهره مند می شده اید که اکنون وجود ندارد و به همین دلیل است که از رابطه تان خسته شده اید.

البته اگر زمانی در گذشته عاشق شوهرتان بوده اید، احتمالاً هر دوی شما آنچه را که باید برای حفظ این عشق انجام نداده اید. قبل از اینکه بخواهید اقدامی برای این زندگی بی عشق بکنید، ببینید که تفکر شما درمورد عشق با گذشت زمان چقدر تغییر کرده است.

مورد 4: ببینید آیا برای متاهل بودن حتماً نیاز دارید که زندگیتان سرشار از عشق باشد، و آیا نمی توانید شعله عشق را در زندگی زناشوییتان روشن کنید؟

این مورد یکی از مهمترین مسائل در تصمیم گیری شماست. خیلی از افراد علیرغم بی عشق بودن زندگی زناشوییشان آن را حفظ کرده اند چون فوایدی که از متاهل بودن نصیبشان می شده بسیار ارزشمندتر از نیاز آنها به عشق بوده است. این فواید میتواند خیلی چیزها باشد و می تواند از فقدان اعتماد به نفس، مسائل مادی، ترس از تنهایی و ... ناشی شود.

اگر شما از آندسته از افراد هستید که برای متاهل بودن حتماً به عشق نیاز دارند، قبل از اقدام به طلاق، حتماً به روشن کردن شعله عشق در رابطه تان فکر کنید. اگر برای این تصمیم گیری با خود می جنگید، مطمئن باشید که رابطه تان ارزشش را دارد که فرصتی دوباره به آن بدهید.

اگر از ته قلب درمورد فقدان عشق در رابطه تان با همسرتان گفتگو کنید، امکانش هست که ببینید او نیز با چنین مشکلی روبه روست.

ماندن در یک زندگی بی عشق، اگر برای خوشبختی حتماً به عشق نیاز داشته باشید، می تواند روز به روز انرژی شما را تحلیل برد. اگر زندگی زناشوییتان برایتان ارزشمند است، قبل از اینکه برای طلاق اقدام کنید، کمی عاقلانه تر درمورد موقعیتتان فکر کنید و برای شعله ور کردن دوباره عشق در رابطه تان هر چه از دستتان برمی آید انجام دهید. خیلی از زندگی ها به اینصورت نجات یافته است.

منبع: www.mardoman.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت 13:15  توسط imanmafia  | 

در ابتدا لازم است بدانيم كه از ديدگاه روان پزشكي  و پزشكي ، فرد معتاد  يك بيمار است و بيماري وي مانند   ساير بيماري ها نياز به درمان و مراقبت هاي ويژه  خود  دارد. علاوه بر اين بايد بدانيم  كه در پيشگيري اوليه  چگونه  فرزندان خود را از همان دوران كودكي تربيت نماييم تا در نوجواني ، جواني  و سنين ديگر گرفتار اعتياد به مواد مخدر نگردند ؛ همان گونه  كه كودكان  خود را در برابر بعضي بيماري هاي مسري واكسينه مي كنيم و يا با رعايت اصول بهداشت  جسمي ، خانوادگي ، محيط و ... سعي مي نماييم كه فرزندان خود را از ابتلا  به بعضي بيماري ها  ايمن سازيم . اين پيشگيري اوليه است ؛ اما پيشگيري ثانويه به مفهوم واقعي آن يعني انجام اقدامات  لازم و پيگيري هاي درماني است كه وقتي بيمار كاملاً بهبود يافته ، با رعايت توصيه هاي پزشكي – بهداشتي از بازگشت بيماري جلوگيري نموده و ديگران نيز با رعايت همان اصول ، مراقب سلامت خود باشند تا اطرافيان  و يا افراد جامعه از ابتلاء به آن بيماري مصونيت يابند.  بنابراين بيماري اعتياد مانند بسياري از بيماري ها نيازمند توجهات ضروري در پيشگيري اوليه و ثانويه است .

بر پايه آنچه كه توضيح داده شد بيماري اعتياد را بايد از چند ديدگاه و از نظر عوامل گوناگون وعوارض  آن مورد بررسي قرار داد : 

1- عوامل رواني  

2- عوامل جسمي

3- عوامل  خانوادگي

4- عوامل اجتماعي

5- عوامل  اقتصادی

6- عوامل سياسي

 

1- عوامل روانی

بيشتر معتادين  دچار  نوعي مشكل و يا اختلال رواني هستند و به دليل همين اختلال به اعتياد روي آورده و وابستگي رواني به مواد مخدر در آنان  به وجود مي آيد . چون استفاده  از مواد مخدر موجب مي گردد كه تا حدودي و به طور موقت اختلال رواني آنان فروكش كرده و يا به قول خودشان تخدير شده و درد رواني آنان تسكين يابد . اما  در صورت عدم دسترسي و يا عدم استفاده از ماده مخدر ، اختلال رواني  آنان آشكارتر مي شود. اين همان نكته مهمي است كه در درمان  بيماران معتاد مورد توجه  و نظر روان پزشكان است . دانستن اين نكته كه چه نوع  اختلال رواني عامل اوليه رويكرد فرد به استفاده از مواد مخدر مي گردد كار چندان مشكلي نيست . با مروري بر روند  زندگي گذشته بيمار  معتاد از دوران كودكي به بعد ، چگونگي رشد رواني جسمي وي ، نوع بافت خانواده ، بررسي مشكلات رواني – شخصيتي – اجتماعي – اقتصادي  افراد خانواده ، چگونگي  محيط اجتماعي ، شرايط  زيستي و ...  مي توان نوع  اختلال  و يا اختلالات رواني را مشخص و درمان هاي لازم روان پزشكي را آغاز نمود . در صورتي كه معتاد و يا در صورت لزوم خانواده وي تحت درمان  هاي ضروري  روان پزشكي  قرار نگيرند و به سفارش هاي روان پزشك معالج عمل نكنند ، موفق به ترك و درمان اعتياد نخواهند شد .  

2- عوامل جسمي

علاوه بر وابستگي رواني به مواد مخدر ، وابستگي جسمي نيز عامل مهم ديگري  است كه در ترك اعتياد و درمان بيمار معتاد ، جايگاه خاص درماني خود را دارد . هنگامي كه وابستگي جسمي به وجود آيد و در صورت عدم دسترسي فرد معتاد به ماده مخدر، علايمي  در وي بروز مي نمايد كه او براي جلوگيري و رهايي از آن علايم با هر ترفندي  سعي مي نمايد كه ماده مخدر مورد نياز خود را تهيه و از آن استفاده نمايد . متأسفانه در چنين  حالت رواني – جسمي است كه بيمار معتاد ممكن است به هر كار خلافي دست بزند تا بتواند ماده مخدر را تهيه نمايد واين رفتارهاي خلاف اخلاق و قانون است كه بسياري از خانواده ها و ديگر افراد جامعه را درگير مشكلات اقتصادي ، رفتاري و اخلاقي معتادين  نموده است . تكرار چنين اعمال و رفتارهاي خلاف قانون و ضد اجتماعي موجب مي گردد كه معتاد ، روز به روز از نظر رواني و اخلاقي ، بسياري از خصوصيات و صفات  خوب و انساني را از دست بدهد و در نهايت  به فردي خلاف كار و بي احساس مبدل گردد.

براي درمان عوارض جسمي ناشي از ترك اعتياد ، روش هاي گوناگون درماني وجود دارد كه بيمار بتواند با استفاده از داروهاي تجويز شده توسط روان پزشك معالج ، اين مرحله ترك اعتياد را به شكلي بگذراند  كه عوارض جسمي كمتري داشته و بتواند دوره بحراني ترك  را راحت تر بگذراند .

بارزترين علايم جسمي ناشي از ترك ماده مخدر ( و يا در صورتي كه بيمار معتاد نتواند به ماده مخدر دسترسي يابد ) عبارت اند از : دردهاي شديد عضلاني  كه فرد را بي قرار و پرخاشگر مي نمايد ، دل پيچه هاي شديد توأم با بيرون روي ، تهوع ، استفراغ ، عرق كردن ، بي خوابي و .... 

3- عوامل خانوادگي 

عوامل خانوادگي  مانند : عدم توجه مادر و پدر  به چگونگي تربيت فرزندان ، نبودن نظارت هاي لازم و ضروري از جهات رفتاري ، عدم توجه به رشد رواني و سالم فرزندان ، نبودن  فضاي آرام و شاد خانوادگي ،  وجود رابطه هاي بيمارگونه بين پدر و مادر و فرزندان ، اعتياد پدر و يا مادر ، كمبودهاي عاطفي  فرزندان و بسياري از عوامل ديگر در اعتياد فرزند يا فرزندان نقش دارند.  به همين دلايل است كه در درمان اعتياد فردي از افراد خانواده ، تمامي افراد خانواده بايد مورد بررسي هاي لازم روان پزشكي قرار گيرند . علاوه بر جلسات روان درماني خواه قبل از ترك و خصوصاً بعد از ترك و درمان كه براي بيمار معتاد توصيه مي شود ، گاهي ضروري  به نظر مي رسد كه جلسات روان درماني ، براي افراد خانواده به صورت گروهي و يا انفرادي در نظر گرفته شود و اگر فردي از افراد خانواده دچار نوعي اختلال رواني باشد ،  وي نيز درمان گردد. بنابراين در ترك و درمان بيمار معتاد ، همه افراد خانواده  بايد همياري و همكاري لازم را با روان پزشك  معالج بنمايند . در غير اين صورت نمي توان انتظار داشت كه فرد معتاد در ترك  و درمان موفق گردد.  

4- عوامل اجتماعي

يعني محيط و جامعه اي كه فرد معتاد  در آن زندگي مي كند ، كوچه ، محله ، شهر،  همسايه ها ، دوستان ، افراد فاميل و ... در اعتياد نقش دارند.

در بعضي محله ها  مواد مخدر راحت تر و بيشتر در اختيار معتادين  قرار مي گيرد  و نابساماني خاصي از جهات اجتماعي ، قانوني ،  رفتاري ، اخلاقي  ، اقتصادي و ... در چنين محله هايي وجود دارد .  بنابراين خانواده ها بايد  از وجود چنين محله هايي آگاهي  داشته باشند تا اگر  به  هر دليلي خانواده ناچار به زندگي در چنين محله هايي است ، بيش از حد  مراقب و مواظب فرزندان و افراد خانواده خود باشند و اگر محل زندگي خارج از چنين محله هايي است فرزندان خود را از رفت و آمد به چنين محله هايي منع نمايد .

فرد معتادي كه با هر روش درماني موفق به ترك  اعتياد خود شده است و مرحله درماني خود را مي گذراند بايد به اين نكته توجه نمايد كه حضور در محله هاي آلوده ، ادامه ارتباط با دوستان معتاد و يا افرادي كه در خريد و فروش مواد مخدر دست دارند ممكن است باعث گردد كه او مجدداً به دامن اعتياد كشانده شود .

 5- عوامل اقتصادی

اگر شنيده مي شود كه مدت زمان زيادي است كه مبارزه جهاني با قاچاقچيان مواد مخدر و تلاش جهاني در درمان  معتادين به عمل مي آيد ، به اين دليل است كه اعتياد بلاي خانمانسوزي است كه نه تنها فرد معتاد را سربار جامعه مي نمايد و جسم و جان او را نابود مي سازد بلكه از جهات اقتصادي ، فقر جبران ناپذيري را متوجه خود فرد معتاد و خانواده وي مي نمايد كه نتيجه آن فلاكت و بدبختي است . به اين دلايل است كه توصيه مي گردد بيماران معتاد هر چه زودتر و سريع تر براي ترك و درمان اعتياد خود اقدام نمايند  تا از اين بلاي نابود كننده انسانيت  نجات يابند . اگر با دقت بيشتري به اعتياد و پيامدهاي آن نگاه  كنيم متوجه مي شويم كه خسارت هاي مادي كه روزانه و به تدريج به اقتصاد  فرد معتاد ، خانواده وي  و جامعه وارد مي شود خيلي بيشتر از هزينه ناچيزي است كه براي ترك و درمان بيماري اعتياد خرج مي شود.

نكته مهم ديگر اين است كه  فرد معتاد آنگاه كه دچار فقر اقتصادي مي گردد ، اگر به عضويت گروه قاچاقچيان در نيايد براي اين كه  بتواند  پول مورد نياز  خود را براي خريد مواد مخدر به دست آورد ، متأسفانه خود عامل خريد و فروش  موادمخدر مي شود و سعي مي نمايد افراد بيشتري را معتاد نمايد تا درآمد بيشتري داشته باشد . شايد يكي  از دلايلي كه بسيار توصيه مي شود مردم از افراد معتاد  دوري كنند همين عامل معتاد كردن ديگران است .

6- عوامل سياسي

در گذشته ، و به احتمال زياد در حال حاضر نيز ، يكي از جنبه هاي سياست هاي استعماري و استثماري بر اين پايه قرار داشت تا بتواند با شيوع اعتياد و با پيامدهاي بازدارنده اي كه در اعتياد وجود دارد مردم يك جامعه را از پيشرفت هاي علمي – اجتماعي – اقتصادي – سياسي و ... محروم نمايند . در حال حاضر چنين سياستي توسط گروه هاي  قوي قاچاقچي در سطح جهاني انجام مي پذيرد و در هر كشوري عوامل نادان و خيانتكاري وجود دارند كه براي كسب درآمد و سرمايه هاي كلان ، به شيوع اعتياد و افزايش معتادين مبادرت مي ورزند . قاچاقچيان مواد مخدر و مواد روان افزا يا روان گردان نه تنها هيچ گونه حس انساني و ملي ندارند  بلكه  در نوع خود قاتلاني هستند كه آگاهانه باعث نابودي انگيزه هاي مفيد و مثبت انسان ها و درنهايت مرگ تدريجي افراد يك جامعه خصوصاً جوانان مي گردند.

بقیه در ادامه مطلب  

منبع: www.mohsenazizi.blogfa.com 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 19:24  توسط imanmafia  | 

آيا دختران نوجوان و جوان در معرض خطر آلوده شدن قرار دارند؟

جوانان يکی از گروه هايی بودند که به مراتب در مقابل HIV و ايدز ايمن بودند. اما امروزه بيش از نيمی از افرادی که آلوده می شوند را جوانان زير 25 سال تشکيل می دهند. در اين ميان دختران نسبت به پسران به ميزان بيشتری و در سنين پايين تری در معرض خطر آلودگی به HIV قرار گرفته اند. دختران جوان در هنگام داشتن رابطه جنسی دارای قدرت تصميم گيری کمی هستند. به دليل کمتر بودن سن بلوغ جنسی و شروع فعاليت های جنسی در سنين پايين تر با مسايلی مانند رابطه امن تر معمولاً آگاهی کم تری دارند. و يا در استفاده از وسايل محافظتی مانند کاندوم يا شرايط انتخاب کردن را ندارند و يا آگاهی و دانش لازم در اين باره را ندارند. آنان همچنين برای محافظت از خود در برابر مشکلاتی مانند سوءاستفاده جنسی، بهره برداری جنسی و اعتياد بسيار آسيب پذير می باشند.

چرا دختران در سنين جوان تری درمعرض خطر قرار دارند؟

چرا دختران جوان نسبت به همسالان پسر خود زودتر و بيشتر آلوده می شوند؟

بسياری از دختران جوان به دليل داشتن شريک جنسی مرد بزرگتر از خود و گاه داشتن همسر مسن تر آلوده می شوند. همچنين ناحیه تناسلی يک دختر نوجوان به راحتی دچار زخم می شود و به نسبت يک زن مسن تر برای دريافت آلودگی بسيار مستعد تر می باشد.

دختران جوان بسياری دچار آلودگی شده اند به دليل اينکه در موقعيتی آسيب پذيری قرار داشته اند، برای نمونه کار کردن به عنوان کارمند و يا خدمتکار دختر در بين آشنايان و يا کارفرمايان ثروتمند که آنان را مورد تجاوز قرار داده اند. علاوه بر اين خيلی از دخترهای جوان وقتی به يک رابطه طولانی و يا ازدواج تن می دهند به دليل داشتن نياز و فقدان امنيت لازم به ارتباط با مردهای مسن تر و با اختلاف سنی قابل توجه تن می دهند.

بسياری از دختران جوان نيز ممکن است به علت نياز مالی به رابطه با يک مرد مسن تر تن بدهند که ممکن است از آن ها انتظار عدم استفاده از کاندوم را داشته باشد.

ديگر دلايل آسيب پذير تر بودن دختران جوان

•  معمولاً دختران جوان به نسبت پسرها و مردان دستيابی کمتری به مراقبت های پزشکی دارند. همچنين آنان معمولاً بايستی برای پرداخت هزينه های پزشکی و مراقبت های بهداشتی از مردان (همسر، پدر و يا برادر) خواهش کنند و از آنان بخواهند که اين هزينه ها را پرداخت کنند.

•  هنوز دختران جوان بسياری هستند که به ازدواج ناخواسته و زود هنگام تن می دهند که اين موضوع آنان را از دستيابی به آموزش کافی و مورد نياز باز می دارد. در موارد بسياری برای دختران از سوی اقوام تصميم گرفته می شود که چه زمانی خانه والدين را ترک کنند و به ازدواج تن بدهند.

•  مردان بسياری هستند که با داشتن سن بالا به جستجوی دختران باکره و به اصطلاح پاک و دست نخورده می پردازند.

•  بسياری از افراد جوان اچ.آی. وی. و ايدز را موضوع خود نمی دانند، بسياری از افراد بين 15 تا 19 سال گمان می کنند که در معرض خطر آلودگی قرار ندارند.  (ضرب المثلی قديمی در اين باره می گويد که همه گمان می کنند که مرگ فقط مال همسايه است.)  بنابراين آسيب پذيری در دختران ترکيبی از مسايل طبيعی٬ زيستی٬ اجتماعی و فرهنگی می باشد.

منبع: www.iranhiv.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 10:47  توسط imanmafia  | 

 
هر شخصی ممکن است در طول دوران زندگی خود در برخی مواقع احساس ناراحتی و یا افسردگی کند که این حالت مانند یک سرماخوردگی ساده می تواند به آسانی و با مرور زمان درمان شود. در عین حال ممکن است این حالت در بعضی افراد شدت یابد و مشکلات قابل توجهی را برای آنها به وجود آورد و به آنها اجازه ندهد تا به زندگی عادی خود ادامه دهد. نشانه های این اختلال چیست؟همانند بسیاری از اختلالات روحی و روانی، افسردگی نیز دارای نشانه های فراوانی است که با شناسایی آنها می تواند شرایط لازم برای درمان افسردگی را تسهیل کرد. این نشانه ها که در اصل بسیار ناخوشایند هستند شامل موارد زیر می شوند:
*خلق و خوهای مختلف که در طول روز بروز می کند. این شرایط معمولا در هنگام صبح به بدترین حالت خود می رسد و با گذر زمان در طول روز بهتر می شود.
*اختلالات خواب، که در زمان بیدار شدن های زودهنگام از خواب ایجاد می شود و فرد نمی تواند دوباره به خواب برود. این امر معمولا به دنبال افکار منفی که در ذهن افراد نقش بسته بروز می کند.
*کندی در تفکر، صحبت کردن و حرکت
*احساس اضطراب و تشویش
*گریه کردن ها بی مورد
*نداشتن انرژی کافی برای انجام فعالیت های روزانه و احساس خستگی شدید
*ناتوانی در لذت بردن از اتفاقات مختلف
*ناتوانی در تمرکز
*بروز مشکل در تصمیم گیری
*بروز احساس فراموشی در فرد و به خاطر نیاوردن موارد مختلف
*بروز افکار منفی در مورد آینده
*احساس تقصیر کردن
*ندید گرفتن هویت شخصی و ...
این نشانه های می توانند تصویر روشنی از بروز افسردگی در بین افراد را برای ما نمایان کنند. به هر حال، این امر خیلی مهم است که همواره به خاطر داشته باشیم این نشانه ها به طور کامل در هر فردی ظاهر نمی شوند و ممکن است در حالتی متفاوت بروز کنند. توجه داشته باشید که بین افسردگی های معمولی با افسردگی های حاد که در آن فرد مجبور است به پزشک معالج مراجعه کند تفاوت های زیادی وجود دارد و پس از گذشت مدت زمان طولانی فرد به این افسردگی ها مبتلا می شوند. همچنین باید توجه داشت که افسردگی هر اندازه که حاد باشد قابل درمان است و اگر شما توصیه های موجود را رعایت کنید هرگز به عواقب آن مبتلا نخواهید شد.طبق آمار های رسمی اعلام شده، ۷ تا ۱۲ درصد مردان در سراسر دنیا از افسردگی های قابل تشخیص رنج می برند و این در حالیست که رقم یاد شده برای خانم ها به ۲۰ تا ۲۵ درصد می رسد. تا کنون فرضیه های فراوانی برای کشف علل افزایش بروز افسردگی در بین زنان عرضه شده است. این طور که گفته می شود، افسردگی های پس از زایمان مهم ترین نوع این اختلال است که در زنان بروز می کند. عوامل دیگر شامل تحقیر شخصیت زنان در جامعه و یا دشواری شرایط برای رسیدن آنها به اهداف مورد نظرشان می شود که می تواند افسردگی های شدید را در آنها به دنبال داشته باشد. به هر حال گفته می شود، چون زنان معمولا احساساتی تر هستند و نسبت به مردان صادقانه تر با مشکلات مختلف مواجه می شوند آسان تر می شود بیماری افسردگی را در آنها درمان کرد.
 
توجه به خلق و خو و تفکرات
برای آنکه یک فرد از بروز افسردگی در خود جلوگیری کند این نکته بسیار قابل ملاحظه ای است که باید به آن توجه داشته باشد. این امر می تواند به شما کمک کند تا بخش های گوناگون تاثیرگذار در افسردگی های خود را قبل از آنکه خیلی دیر شود و نتوان برای درمان آن کاری کرد شناسایی کنید.با استفاده از تکنیک ها و روش های گوناگونی که برای توجه به افکار، رفتار و خلق و خو در افراد وجود دارد شما به آسانی می توانید افکار منفی که منجر به افسردگی در شما می شود را شناسایی کنید و آنها را به دست فراموشی بسپارید. سوال کردن از اطرافیان در مورد رفتار های شخصی هرگز پیش از بروز یک رفتار شما نمی توانید نشانه های افسردگی را در آن شناسایی کنید، اما در عین حال آنهایی که رابطه نزدیک و صمیمی با شما دارند در بیشتر مواقع می توانند نشانه های اولیه افسردگی را در شما دریافت کنند.
گفتگو با آنها در مورد این مشکل یکی از ارزشمندترین کارهایی محسوب می شود که شما می توانید انجام دهید. صحبت های ساده ای که بین شما و اقوام یا اطرافیانتان رد و بدل می شود می تواند به شما نشان دهد که به چه میزان نشانه هایی از افسردگی در یکی از رفتارهای به خصوص شما وجود داشته است.باید توجه داشته باشید که انجام فعالیت های از پیش تعیین شده برای شناسایی افسردگی از اهمیت بالایی برخوردار است. در برخی مواقع ممکن است شما هیچ گونه نقص یا مشکلی را در خود شاهد نباشید، اما اطرافیان نشانه هایی در شما می بینند که خود از عوامل اصلی در بروز افسردگی به شمار می رود.به گفته بسیاری از پزشکان متخصص، برای فردی که به افسردگی مبتلا شده است هیچ چیز بهتر از صحبت کردن با فردی که پیش از این ابتلا به این اختلال را تجربه کرده مفید نخواهد بود. داشتن گوشی شنوا بزرگ ترین کمکی است که شما می توانید از مزایای آن بهره مند شوید. این افراد که روزگاری افسرده بوده اند و هم اکنون درمان شده اند ممکن است در نزدیکی شما و در اقوامتان وجود داشته باشند.اگر به دنبال ابتلا به افسردگی شما خلق و خوی بدی پیدا کرده اید و اصلا تمایل نداشته باشید با واقعیت های زندگی، خانواده، کار و ... برای مدت زمان طولانی مواجه شوید. در این میان ممکن است شما در حین اینکه از برخی روش های درمانی استفاده می کنید به فکر خودکشی نیز افتاده باشید.اما برای آنکه خطر این بیماری از میزان کنونی فراتر نرود همواره به خاطر داشته باشید که مراجعه به یک پزشک متخصص، تحت درمان قرار گرفتن و مراجعه مستمر به کلینیک های تخصصی می توانید به آسانی کمک کند تا این افکار مخرب از ذهنتان دور شود. در حال حاضر بسیاری از روش های علمی مختلف وجود دارد که می تواند بدون هرگونه عوارضی افسردگی های مختلف را در شما از بین ببرد.
 
منبع: روزنامه هموطن سلام 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 16:5  توسط imanmafia  | 

 
داريوش